شراب شعر الهی


لـبـی که از تـو بگـوید غــزل ، نـهـال وجـودش


شــراب شـعـر الـهـی ، شــده حــلال وجــودش

* * *

چـه افـتـخار بـزرگی نـصـیـب بـنـد گـی اش شد


کـسـی که قـیـد خـــدا را نـمـوده مـال وجــودش







اللهم أرزُقنا مدینه

امشب ، رضـــ ـــا جــ ـــان کـــربـلا را از تو می خواهم  

                مـشـهــد
        

              مــدیــنـه      

             تُـــربــتِ     

         ســــقـــا  

         ابالفـضل 

     از تو می خواهم


یا امام رضا ...

پــر از توأم ، به تهی دستی ام نگاه مکن

مگو که هیچ نداری ، بـبـیـن ...

تــو را دارم

آخر ماه صفر


تـمـاشا می‌ شوی آیه به آیه در قـنـوت مــن

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

............................................................



السلام علیک یا اباعبدالله ...

آخرین یار نبی ، اولین زائر روز اربعین امام حسین علیه السلام گشت

او چشم ظاهر نداشت اما دلی بینا داشت

پیر و سالخورده بود و شاید توان جسمانی " حــربٌ لِـمـن حاربکـم " در جسم نداشت اما

قلبی سلیم داشت در راه  " سِـلـمٌ لِـمَـن سالـمکم "

یا حسین ...

اینک پس از سال ها و قرن ها جابربن عبدالله هایی عاشق زیارت اربعین شما هستند که شمار آنها

در احصای ما نمی گنجد . اما شما خود می دانید که عاشقانتان در راه شما سال هاست که لبیک گویان فریاد

" یا اَباعَـبْـدِ اللَّهِ اِنّــی سِـلْـمٌ لِـمَـنْ سالَـمَکُـمْ وَ حَـرْبٌ لِـمَنْ حارَبَکُـمْ اِلی یَوْمِ الْـقِـیـامَـهِ " سر می دهند.

..........................................

یا حسن ...

امشب و فردا موج عاشقان در دریای کربلای شما به خروش می آیند

و ندای "  أین الطالب بدم المقتول بکربلاء " بر زبان جاری می کنند

یا حسین ...

ما همه عاشقان دیدار آن دیاریم و آن جمعه ای را دعا می کنیم که در رکاب فرزندتان مهدی صاحب زمان

عجل الله تعالی فرجه الشریف  زائر سرزمین عشق باشیم


................................................................................


وَ بَــذَلَ مُـهْـجَـتَـهُ فِـیـکَ...


مُهجَه یعنی؛

آخرین قطره خون که قلب برای تپش در خود نگه می دارد؛

حسین (ع) همه چیزش را داد؛ حتی همان یک قطره را...

.....................................................................

بستن زلف رها ، سنگ دلی می خواهد

ای راز آسمانی خـورشـیـد مــرتـبـت

گیسو به هم مریز إذا الشمسُ کـوّرت

ای بی کرانه ، ای پرازابهام ، ای بزرگ

دریا صفت ، کویر صفت ، آسمان صفت

هنگامه ی بهار، جهان با تــو دیدنی است

بی تو نه من، نه عشق، نه دنیا نه آخرت

گیسوی تو قیامت کبری است مهربان

چـشـمـان تــو نـهـایت دنیاست عاقـبت

بر من که میرسی کمی آهسته تر برو

دســتـم نـمی رسـد به بـلـنـدای دامـنـت

گوهری در صدف

هـــر راز کـه انــدر دلِ دانــا باشـد

بایـد کـه نهـفـتـه تـر زعـنـقـا باشـد


کاندر صـدف از نهـفـتـگـی گـردد دُر

آن قــطــره کـه راز ِدلِ دریـا باشـد




از رنـج کـشـیـدن ، آدمــی حــُــر گردد

قطره چو کِـشَد حبسِ صدف ، دُر گردد